تبليغاتX
ئه هورا
مجله ای ادبی . فرهنگی . تاریخی به زبان فارسی

1-   عروسی

عروسی در استان ایلام ، یکی از زیباترین رسوم مردم این دیار از روزگاران دور تا امروز بوده است که در چند مرحله برگزار می شود .

الف) نشان کردن : ازدواج در استان ایلام ، مانند هر منطقۀ دیگری با آشنایی دختر و پسر و خواستگاری اولیه آغاز می شود ، بعد از این ، در یک روز خاص زنان دو خانوادۀ پسر و دختر ، در منزل پدر دختر گرد هم می آیند و خانوادۀ پسر ، یک شال ، یک انگشتر ، یک دست لباس و کفش ، مقداری قند وروغن و شیرینی به خانوادۀ دختر هدیه می دهند .

     در روزگاران پیش از این ، هیچکدام از مردان خانوادۀ پسر حق شرکت در این مراسم را نداشت ، اما امروزه ، گاهی در روز نشان کردن ، داماد ونزدیکان او در این مراسم شرکت می کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 1:31  توسط م-فرياد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0:46  توسط م-فرياد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0:9  توسط م-فرياد 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0:1  توسط م-فرياد 

     چمر.   

   در لغت نامه های مختلف ، تعاریف مختلفی در مقابل واژه چمر نوشته شده است در فرهنگ مردوخ ، چمر به معنی چنبر ، پرگار ، حلقه و دایره آمده است ، . چمری هم ، به دهل عزا گفته شده است .

در فرهنگ خال ، نوشته شده است که چمر یعنی ، مویه کردن بر مرده و چمر چوپی یعنی رقص دسته جمعی برای متوفی ک ِ با مویه و شین همراه است ،    در هرهنگ دهخدا هم ، آمده است که چمر ، یعنی آشکار و پیدا و روشن .

     افزون بر تعارفی که دربارۀ چمر نقل کردیم ، تعاریف مختلف دیگری در این باره وجود دارد اما اگر در خود مراسم چمر دقت کنیم ، متوجه می شویم که تمام این تعاریف به شکلی در درون آن پیدا است ، تعریف هایی مانند حلقه بستن برای عزا ، پا کوفتن و داد وبیداد کردن برای متوفی ، پشت خم کردن برای نشان دادن ناراحتی از عزای کسی که از دست رفته و همینطور ، چشم به راه بودن صاحبان عزا تا رسیدن کسانی که در این مراسم شرکت می کنند .

  خیابانها و میادین استفاده کرده اند . چمر ، گونه ای مراسم ویژه سنتی ، و نمایش آیینی است که در گروه تفریه به حساب می آید ، آهنگ عزای چمر که با ساز و دهل نواخته می شود ، در زبان مردم به چمر یا چمریانه مشهور است ، از این آهنگ ، غیر از عزا ، برای خبر کردن مردم در ماه محرم و گرد آوردن آنها در

   در مقدمه کتاب چمر در ایلام ، نوشته شده است که آواز و نوای چمر ، با اساطیر دورۀ نوسنگی ارتباط دارد ، در ایران و فینیقیه و اسکندریه ، این مراسم بعد از برداشت گندم و خشک شدن گیاهان انجام شده است و گفته اند که مراسم چمر ، بی ارتباط با مراسم سوگ سیاوش در ایران و سوگ آدونی در کنعان و سوگ آدونیس در فینیقیه و اسکندریه نیست .

   مراسم چمر ، بیشتر برای مردان و انسانهای با نام و نشان خانوده های ایلامی بر گزار می شود ، به این صورت که 3 روز تا یک هفته پس از مرگ کسی که برای او چمر بر پا می کنند ، صاحبان عزا ، پیکهایی را به طایفه های دور و نزدیک می فرستند و برای شرکت در مراسم آنها را دعوت می کنند .

چمر با صف بستن زنان مویه گو و ساز دهل زنان و شاعران محلی شروع  می شود ، این شاعران که آنها را بئیوش می نامند ، با آهنگ خاصی ، اشعاری  فی البداهه به صورت دو صدایی و چند صدایی ، در وصف متوفی و کارهای نیکی که کرده است ، سر می دهند .

چمر

    در مراسم چمر ، زنان و مردان عزادار ، به شکل دایره صف می بندند و ساز و دهل زنان و روکنندگان ، در مقابل این صف ، رفت و آمد می کنند ، برخی اوقات ،  مردمی که از طایفه های دیگر به مزاسم دعوت شده اند ، به همراه خود رو کننده و بئیوشهایی می آورند تا به یاد آن متوفی و دیگر متوفای دو طایفه ، شعر بگویند و رو کنند .

   یکی از ویژگی های چمر ، استفادۀ زنان و مردان عزادار از پوشاک محلی و نواهای بومی است ، در این مراسم ، زنان با عبای سیاه بلندی که بر دوش دارند ، به پیشواز هم میروند و با حرکاتی موزون ، مویه می کنند و هر دو دست را بر صورت خود می کشند .

     پس از آنکه مویه زنان به پایان می رسد ، در کنار هم می نشینند و برخی از زنان که آنها را سره ژن می نامند و از دیگران کهنسال تر و با تجربه ترند ، شعرهایی با آهنگ غمناک و حزن انگیزی می خوانند که آنها را مورهار هم می نامند .

   چمر ، از یک روز تا 3 روز و گاهی تا یک هفته و یک ماه ادامه دارد ، و غذایی در این مراسم به عزاداران و دعوت شده گان طایفه های دیگر ، داده می شود که نوعی آبگوشت به نام قلاو است .

  چمر ، در یک کلام ، مجموعه ای از ارزشهای انسانی و بنیادی و اسلامی مردم ایلام است که از همه مهمتر ، نشان دهندۀ اتحاد و همدلی مردم در غم و شادی هم است و فرصتی است برای تقویت شجاعت و ایثار و خدا جویی و احترام به فریضه های ارزشمند .

                                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 2:48  توسط م-فرياد  | 

 

۱-   سابقه تمدن در ایلام

ایلام باستان

سابقه تمدن در ایلام ، تا یک قرن پیش شناخته نشده بود ،  ولی در یک قرن گذشته کشفیات باستان شناسی ، بخشی از سابقۀ تمدن را در ایلام آشکار کرد و هر چه دامنه این کشفیات بیشتر می شود ، نتایج ارزشمند بیشتری حاصل می آید . به گونه ای که امروزه به گواهی آثار تاریخی متعدد ، اولین طلیعۀ حیات مدنی در این منطقه ظاهر شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 1:21  توسط م-فرياد  | 

 

موقعیت عمومی ، حدود و وسعت : 

" استان ایلام با مساحت 19045 کیلومترمربع ، بین 31 درجه و 58 دقیقه تا 34درجه و 15 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 45 درجه و24 دقیقه تا 48 درجه و 10 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ در محدوده زاگرس چین خورده و در غرب و جنوب غربی ایران واقع شده است . " 1

این استان از شمال به استان کرمانشاه ، از غرب به کشور عراق ، از جنوب به بخشی از استان خوزستان و عراق ، و از شرق به استان لرستان محدود می شود ، مرز مشترک استان ایلام با کشور عراق ، 425 کیلومتر است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 1:0  توسط م-فرياد  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 9:50  توسط م-فرياد  | 

تمدن ایلام

  ایلام ، نیرومندترین و دیرپاترین تمدن فلات ایران پیش از ورود آریاییها بوده و تاریخ پیچیده ای دارد. بیشتر مطالب تاریخی درباره ایلام توسط دشمنان آنها یعنی بابلیان و آشوریان و پس از آنها پارسها ثبت شده است که انگیزه ای قوی برای نابودی پادشاهی ایلام جدید داشته اند. به همین دلیل ، چهره نمایش داده شده از تمدن ایلام چندان منصفانه یا دقیق نیست و تنها با توجه به تحقیقات جدید و بازخوانی کتیبه های ایلامی میتوان آگاهی خوبی درباره آنها بدست آورد.      ( روی ادامه مطلب کلیک کنید)
ايلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 2:9  توسط م-فرياد  | 

سر به راه

پلک بر پلک مزن مست نگاهت هستم             تشنۀ  چهچهۀ پیک پگاهت هستم

در خیابان شقایق بوی دل می خیزد                رخصتی ، گم کرده راهی، سربه راهت هست

روی در شهر مکن ،ای لحظه هایت مخمل         صبر کن ، آیینۀ بی اشتباهت هستم

کلبه ای دارم پر از شب شاید از تنهایی            آفتابی ، چشمکی زن ،رو سیاهت هستم

آب عیشت داغ زد دیباچه ها را ، فریاد              غرقۀ ابر نگاه بی گناهت هستم 

سردسیر بودن

امشب خیال چشمم در جستجوی چشمت        جاریست از سرودن تا گفتگوی چشمت

از دانه تا دمیدن ، از غنچه تا شکفتن                 از یاس دل سپردن تا رنگ و بوی چشمت

ای حرمت جوانه، در سردسیر بودن                   ای سبزه زار هستی در چارسوی چشمت

اینجاست برگ زردی در انزوای باران                   تا مرزهای رستن ، بی آبروی چشمت

فریاد آنچه ماندم هرگز نگشت حاصل                  الا شنیدنی نو در های و هوی چشمت

     

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 22:59  توسط م-فرياد  |